|
|
نوشته شده در سه شنبه 29 مرداد 1393
بازدید : 945
نویسنده : حسن عباسی
|
|
ا وجود تمام سرخوشيها و سودمنديهايي که عشق دارد، باز هم بسياري از مردم از عشق ميترسند و از اينکه در يک رابطه عميق و صميمي قرار بگيرند، واهمه دارند... بسياري از انسانها درپوش محکمي روي هيجانهايشان ميگذارند، ميخواهند هميشه طبيعي به نظر برسند و از غيرقابل کنترل شدن هيجانشان واهمه دارند. احساس ميکنند در يک رابطه عاشقانه ديگر کنترلي روي هيجانشان نخواهند داشت. ممکن است بيدليل گريه کنند يا بيش از حد سرخوش شوند؛ چيزي که آن را به ضعفهاي دروني نسبت ميدهند و نميخواهند آشکارش کنند. دليل ديگر، ترس از خودافشاگري است. ما در رابطههاي اجتماعي بهراحتي نقش بازي ميکنيم در حالي که در رابطههاي عاشقانه به معناي واقعي خود افشاگري ميکنيم. در اينجا اطلاعات عميق و خصوصي مانند گذشتهمان، ارزشها، قوتها، ضعفها، ترسها و بدقلقيهايمان بر ديگري پوشيده نميماند. ديگر از آن تصوير ساختگي که از خود ارائه دادهايم خبري نيست. خودمان هستيم و خودمان با تمام ضعفها، ترسها و نگرانيهاي بيمورد يا با موردمان. از طرفي نگران کشف ضعفهاي درونيمان هستيم و از طرف ديگر نگران برملا شدن آنها در صورت جدايي. شايد براي اولينبار است که خطر ميکنيم و خود را آنچنان که هستيم به ديگري نشان ميدهيم؛ خطرکردني که براي افراد کمالگرا ميتواند هزينه سنگيني داشته باشد. مورد ديگر، ترس از طردشدن است. هيچ تضميني نيست که احساس عاشقانهاي که به ديگري داريم از طرف او به ما برگردانده شود يا براي هميشه ادامهدار باشد. به علاوه ترس از دست دادن قدرت هم وجود دارد. مردي که هميشه احساسهاي خود را پنهان ميکرده و خود را فردي منطقي و با صلابت نشان ميداده، در رابطه عاشقانه به دليل افشا شدن درونيات از قدرتش کاسته ميشود. همچنين زني که هميشه خود را گرم و پرشور و بشاش نشان ميداده، در رويارويي با واقعيت زندگي-واقعيتي که نشان از آن دارد که خيلي وقتها خسته و بيرمق است و حوصله صحبت کردن با کسي را ندارد- از قدرتش کم ميشود. عشق جاي قدرتنمايي نيست. عشق جاي مواجه شدن با واقعيت دروني خود و ديگري است. واهمه ديگر در مورد از دست دادن حريم خصوصي است. ميترسيم که مجبور شويم خودمان را تغيير دهيم، مانند ديگري شويم، از تمايلات شخصيمان بگذريم و ديگر وقت خالي نداشته باشيم و همه وقت و انرژيمان را وقف عشقمان کنيم و از کار و زندگي بيکار شويم. اين ترسها از طرفي ريشه در خطاهاي شناختي ما و از طرف ديگر ريشه در عدم شناخت از يک رابطه صحيح دارد. شناخت مناسبتهاي صحيح ارتباطي، به رسميت شناختن ترسها و نگرانيها و پرداختن به آنها از راه آموزش و درمان ميتواند رابطههاي سالمتري براي جامعه ما به ارمغان آورد.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
|
|
|